ابو القاسم راز شيرازى

195

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

دنيا از روى غفلت ، و متذكّر شدن آنچه مىآيد از احوال و عقبات يوم آخرت . سيم : تذكّر و اشعار به مبادى خلقت است تا حقارت و مذلّت خود را بيابد كه : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ، و قوله تعالى : أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً « 43 » . و بعد از اين درجهء تذكّر ، يقين مىكند بر آنكه اصل او عدم و نيستى است و آنچه از وجود و كمالات وجوديّه به او عنايت شده « ملك طلق » « 44 » حقّ جلّ و علاست و او عبد است نه حرّ « 45 » و به مفاد « العبد و ما فى يده كان لمولاه » « 46 » بايد تسليم پروردگار شود و تفويض امر به او كند و به اوامر و نواهى او به طريق عبوديّت بدون ملاحظهء اجر و ثواب ، قيام نمايد . چهارم : تذكّر به امكان خود كه منبع نيستى و نقايص و شرور است ، و تذكّر به وجوب و غناى پروردگار كه بحر هستى و كمالات و خيرات است ، تا آنكه بسلوك فى سبيل اللّه ، اكتساب فضائل و اخلاق الهيّه نمايد كه : « تخلّقوا باخلاق اللّه و اتّصفوا بصفات اللّه » « 47 » ، و شكر بر نعماء جميلهء الهيّه نمايد . پنجم : تذكّر عهد اوّل روحانى است و آنكه خاصيّت فطرت روح ، نور و وصل و قرب بود و در

--> - قمريّه كه شيعيان خاصّ ائمّهء معصومين‌اند نيز عينا چنين است چرا كه راه استكمال جز از طريق انسان كامل - باتّفاق همهء محقّقان - محال و ممتنع است و تا سالك در مقام استكمال در ولىّ جزء كه شعاعى از اشعّهء انسان كلّى است فانى نشود به فناى در انسان كلّى توفيق نخواهد يافت بنابراين چنانچه ائمّهء معصومين از شروط كلّى توحيداند اولياء جزء نيز از شروط جزئيّهء توحيد مىباشند و اين مطلب خود از اهمّ مطالب و ادقّ مراحل سلوك بشمار مىرود . ( 43 ) - آيا آدمى هيچ به ياد نمىآورد كه او هيچ نبود و ما را آفريديم : سورهء 19 آيهء 67 ( 44 ) - ملك بىقيد و شرط ( 45 ) - آزاد ( 46 ) - بنده و آنچه كه دارد مال صاحب اختيار اوست . ( 47 ) - به اخلاق الهى آراسته شويد و بصفات حضرت حقّ متّصف و متحقّق گرديد .